دكتر محمد مهدي گرجيان

135

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

موجودات ذي شعور ، مطلوب ، وبراي نوع ديگرى نامطلوب است ، چنين چيزى را بايد خير بدانيم يا شر ؟ ولى اين اشكال ، جواب ساده اى دارد وآن اين است كه : شئ مفروض ، براي أولى ، خير وبراي دومى ، شر است . اين تعدد حيثيت ، در مورد دو فرد از يك نوع وحتى در مورد دو قوه از يك فرد نيز صادق است . مثلا ممكن است غذايى براي يك فرد ، مطلوب وبراي ديگرى ، نامطلوب باشد يا نسبت به يكى از قواى بدن ، خير ونسبت به ديگرى شر باشد . در وهله سوم ، ويژگى شعور هم از طرف اضافه ومقايسه ، حذف مى شود ومثلا سر سبزى خرمى وباردارى ، خير درخت وپژمردگى ، خشكيدگى وبي بارى ، شر آن محسوب مى شود . در اينجاست كه بعضي گمان كرده اند كه چنين تعميمى در مفهوم خير وشر ، برخاسته از نوعي ( انسان انگارى طبيعت ) ( 1 ) است وبعضي ديگر پنداشته اند كه ملاك آن ، نفع وضرر أشياء براي انسان است ، يعنى ميوه دارى درخت ، در واقع براي انسان ، خير است نه براي درخت . ولى از نظر ما اين تعميم ، نكته ديگرى دارد كه به آن اشاره خواهد شد . استعمال خير وشر ، در محاورات عرفى ، منحصر به ذوات وأعيان نمى شود ، بلكه در مورد افعال هم جريان مى يابد . وبعضي از كارها ( خير ) وبعضي ( شر ) تلقى مى گردد . وبدين ترتيب ، مفهوم خير وشر وخوب وبد ، در زمينه اخلاق وارزشها ، مطرح مى شود ودر اينجاست كه معركه آرايى بين فلاسفه اخلاق در تبيين مفاهيم ارزش وتعيين ملاك خير وشر اخلاقى بر پا مى گردد ) ( 2 )

--> ( 1 ) - انترو پومور فيزم . ( 2 ) - براي اطلاع بيشتر به آموزش فلسفه ، ج 1 ، درس بيستم وفلسفه اخلاق جناب أستاذ معظم آيت الله مصباح يزدى ، مراجعه شود .